رفتن به مطلب
goto847

عوامل و موانع ترجمه

پست‌های پیشنهاد شده

چرا باید کلاسیک‌ها را خواند؟ این را بهتر است از کالویتو پرسید که در پاسخ به آن، کتابی به همین عنوان نوشته است. البته عمده رویکرد کالویتو به این موضوع ادبی است و این پرسش را برای گوشزد کردن اهمیت خوانش متون کلاسیک ادبی و تاریخی مطرح می‌کند. هرچند نمی‌توان منکر واقعیت تاریخ در این پرسش بود چرا که اساساً بحث در باره متون کلاسیک هر حوزه‌ای باید در یک بستر تاریخی مطرح شود تا بتوان از یک منظر تاریخی به آن پاسخ داد. بنابر یک باور منطقی متون کلاسیک اساساً نقاط عطفی هستند که خط سیر اندیشه از آنها می‌گذرد و هر اندیشه با استناد به گفته هگل تاریخ آن اندیشه است. البته باید گفت کلاسیک‌خوانی کار سختی است و دشواری ماجرا زمانی چهره تهدیدآمیز به خود می‌گیرد که بخش عمده‌ای از این آثار کلاسیک مهم به زبان اصلی هستند و اغلب به دلیل سنگینی زبان نویسنده، هر مترجمی جرات برگردان آنها را ندارد. هرچند نمی‌توان منکر این واقعیت مهم بود که خوانش کلاسیک‌ها به مثابه فتح قله کوه‌های بلند، صعب اما آموزنده و شیرین است. در این میان متون فلسفی با دشواری‌های بسیار در مقایسه با دیگر حوزه‌ها نظیر علوم طبیعی یا ادبیات و هنر مواجه هستند و طبعاً ترجمه این کتاب‌ها نیز دشوارتر از آن آثار هستند. البته غیر از مسائلی نظیر دشواری متن، کمبود متخصصان زبان‌های خاص، ترجمه‌های موازی و ... رکود ترجمه آثار کلاسیک در ایران موضوعی است که بحث پیرامون آن و ریشه‌یابی دلایل اصلی این رکود با دشواری‌های خاصی همراه است. از این حیث گزارش حاضر سعی دارد در این شماره بخش‌هایی از دلایل مطرح در نظر برخی کارشناسان و مترجمان حوزه متون علوم انسانی و فلسفه را مورد بازخوانی قرار دهد. [b]آیا باید کلاسیک‌ها را خواند؟[/b] «طبعاً اهمیت ترجمه آثار کلاسیک محلی از اعراب ندارد اما مرتضی کلانتریان بر این نکته پافشاری بیشتری می‌کند». او در پاسخ به این سوال که چرا باید کلاسیک‌ها را خواند، سعی می‌کند آن را در محدوده جغرافیایی خودمان مورد بازخوانی قرار دهد. به باور او کسانی چون عنایت که آثار هگل، لطفی که کارهای افلاطون و فولادوند که برخی از آثار کانت را ترجمه کرده‌اند جزء ماندگارترین مترجمان این کشور هستند. به گفته کلانتریان هر چه در این ترجمه‌ها پیش رویم و در باره آثار این فلاسفه کار کنیم، مطمئناً نتیجه بیشتری خواهد داشت. مشیت علایی نیز از عزت‌الله فولادوند، سیاوش جمادی و ... به عنوان مترجمان فلسفی جریان‌ساز یاد می‌کند و بر این باور است که هر چند خودش برای دسترسی به منابع مرجع خارجی با مشکلی رو به رو نبوده، اما مخاطبان فارسی‌زبان در ایران با کمبود مرجع فلسفی در زبان فارسی مواجهند. او ضمن ارزیابی مثبت جریان کلی ترجمه طی 30 سال گذشته معتقد است ترجمه به جامعه ما خدمت بزرگی کرده است و توانسته به انباشتگی فرهنگی جامعه کمک کند. [b]سطح کیفی و کمی ترجمه‌ها[/b] بازخوانی تعدد ترجمه‌های موجود از آثار کلاسیک موضوعی است که در بادی امر باید مورد بررسی قرار گیرد چرا که با وجود این عقیده که ترجمه آثار فلسفی به لحاظ کمی، تا حدودی پا به پای علاقه‌مندان فلسفه حرکت کرده و جوابگوی استقبال جامعه است ولی در باره کیفیت آثار چون و چرا وجود دارد و به تعبیری ترجمه آثار فلسفی هنوز به سطح مطلوب نرسیده است. برخی از مترجمان نظیر مشیت علایی در بازخوانی این موضوع از در دست نبودن ترجمه فارسی منابع کلاسیک فلسفه غرب به عنوان یک خلاء جدی یاد می‌کنند و بر این باورند که هنوز حجم زیادی از آثار کلاسیک ترجمه نشده و همچنان بخشی از آثار کانت، هگل، دکارت، شوپنهاور، نیچه و آثار فلاسفه قرن بیستم ترجمه نشده است. عزت‌الله فولادوند نیز با علایی در مورد اینکه هنوز متون کلاسیک زیادی در زمینه فلسفه ترجمه نشده هم عقیده است اما می‌گوید نمی‌توان از متن‌های جدید غافل ماند. به اعتقاد این مترجم متن‌های فلسفی طی 30 سال گذشته، بسیاری از متن‌های اصلی و پایه فلسفه به فارسی درآمده که در حد بالای علمی نیز هستند، البته از نظر کیفیت ترجمه، تعداد این آثار نسبتاً کم است ولی به هر حال نمی‌توان تنها نیمه خالی لیوان را دید. او از «دیالوگ‌های افلاطون» که به همت دکتر لطفی ترجمه شده و چند متن مهم از ارسطو به فارسی یاد می‌کند، با این توضیح که هنوز بعضی متن‌های مهم دیگر باقی مانده یا ترجمه مطلوبی از آنها در دست نیست مانند ارغنون یا منطق ارسطو و ... فولادوند در یک بازخوانی تاریخی به فلاسفه قرون وسطا می‌رسد و از برگردان اخیر یکی از متن‌های مهم آن دوره – اعترافات سنت آگوستین – یاد می‌کند، هر چند «شهر خدا» از همین فیلسوف هنوز ترجمه نشده است. فولادوند: هنوز بعضی متن‌های مهم دیگر باقی مانده یا ترجمه مطلوبی از آنها در دست نیست مانند ارغنون یا منطق ارسطو. در فلسفه جدید از رنسانس به بعد، چند متن پایه از کانت، هگل، هیوم و بعضی فلاسفه قرون نوزدهم و بیستم که تعدادشان رو به افزایش است وجود دارد. مخبر: خوانندگان ما فیلسوف یا دانشجوی فلسفه نیستند. من به دنبال خواننده عام هستم و می‌خواهم بدانم او به چه احتیاج دارد و می‌خواهد بخواند؛ به طور طبیعی لزومی ندارد که او بنشیند و فلسفه کلاسیک را مطالعه کند. یک خواننده عام، چرا باید افلاطون یا ارسطو را بخواند؟ کلانتریان: کسانی مثل عنایت که آثار هگل، لطفی که کارهای افلاطون و فولادوند که برخی از آثار کانت را ترجمه کرده‌اند جزء ماندگارترین مترجمان این کشور هستند. هر چه در این ترجمه‌ها پیش رویم و در باره آثار این فلاسفه کار کنیم، مطمئناً نتیجه بیشتری خواهد داشت. علایی: بخشی از علت‌های ترجمه نشدن آثار جدی فلسفه مربوط به زبان فارسی است که هنوز آمادگی لازم را برای پذیرش این متون به لحاظ ساختار و دایره واژگانی ندارد و جوابگوی نیاز ساختار و دایره واژگانی زبان مبدأ نیست. تشخیص اهمیت اثر در انتشار آن نقش جدی دارد. منبع: فصلنامه خبری، آموزشی، پژوهشی، تحلیلی، اطلاع رسانی پیام مترجمان رسمی / شماره 9 و 10 - بهار و تابستان 1389 نویسنده: سلمان سهامی برگرفته از روزنامه اعتماد، چهارشنبه 14 مرداد 1388

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت‌های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.
Note: Your post will require moderator approval before it will be visible.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می‌باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی‌توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...